گفت و گو
پیوندهای تصویری
1396/02/19 تعداد بازدید: 71
print
فرمانده

🌷🌷🌷 چند تا سرباز، از قرارگاه ارتش مهمات آورده اند.

دو ساعت گذشته و هنوز یک سوم تریلی هم خالی نشده، عرق از سر و صورتشان می ریزد.

یک بسیجی لاغر و کم سن و سال می آید طرفشان. خسته نباشیدی می گوید و مشغول می شود.

ظهر است که کار تمام می شود.

سربازها پی فرمانده می گردند تا رسید را امضا کند.

همان بنده ی خدا، عرق دستش را با شلوار پاک می کند، رسید را می گیرد و امضا می کند.🌷🌷🌷

شهید_مهدی_زین_الدین

© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهارمحال بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک