گفت و گو
پیوندهای تصویری
1396/04/25 تعداد بازدید: 123
print

چرا اسلام شناسان غربی شیفته علی(ع) هستند؟

 

 

امام علی(ع) رابطه ناگسستنی بین حکمت نظری و سیاسـت عملی برقرارمی کند وهـدف از زندگی کوتاه دنیـوی را مقدمه و آزمایشگاهی برای زندگی پایدار اخروی می نامد، برهمین اساس علاوه بر پاسخگویی به مردم ،دادگاه عدل الهی را محکمه ای می داند که زمامدار باید درمقابل آن پاسخگوی گفتار، رفتاروکردارخویش باشد.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز: دوره کوتاه زمامداری امام علی (ع) سرشارازآموزه های گرانقدری است که می تواند به عنوان الگویی بی نظیرمورد توجه اندیشمندان سیاسی و فراترازآن دولتمردان قرار گیرد. امام علی(ع) رابطه ناگسستنی بین حکمت نظری و سیاسـت عملی برقرارمی کند وهـدف از زندگی کوتاه دنیـوی را مقدمه و آزمایشگاهی برای زندگی پایدار اخروی می نامد، برهمین اساس علاوه بر پاسخگویی به مردم ،دادگاه عدل الهی را محکمه ای می داند که زمامدار باید درمقابل آن پاسخگوی گفتار، رفتاروکردارخویش باشد.

زمامداری امام علی(ع) با نفی استبداد، خودکامگی و جورپیشگی همراه بود و درموارد متعددی در خطبه ها و نامه های خویش والیان و مسئولان حکومتی را به رعایت دقیق حقوق مردم فرا می خواند و آنها را از بیماری مهلک خود رأیی، تمامیت خواهی و انحصارطلبی برحذرمی داشت. توصیه به گذشت، چشم پوشی ازاشتباهات مردم و تواضع و فروتنی درمقابل آنان نه تنها ازنصایح اخلاقی، بلکه ازدستورات مؤکد وی به کارگزاران امورکشوری و لشکری بود.

امام علی(ع) خود نیـزبـه طریق اولی عامل بـه این وصایا بود و به مردم می فرمود: با من آنگونه که با ستمگران سخن می گویید، سخن نگویید، سخنانی که ازعصبانیت و خشمگینی شماست ازمن مخفی نکنید و ازراه سازشکاری با من وارد نشوید. فکرنکنید که اگر مطلب حقی را گفتید من ناراحت می شوم. وی با نفی چابلوسی، تجلیل و تمجید، پند و اندرز مردم در خطاها و اشتباهات احتمالی را از جمله حقوق خویش برمردم می شمارد و عنوان می کند از گفتن حق و مشورت عادلانه به من چشم پوشی نکنید.

سیره علی(ع) الگوی شایسته برای صاحبان قدرت:

چگونگی مواجهه حضرت علی(ع) با منتقدان، مخالفان و معاندان بسی درس آموزاست. وی نه تنها برمنتقدان خرده نمی گرفت، بلکه عمل انتقادی را دارای ارزش می دانست. امام درعهد نامه مالک اشتر یادآورمی شود که ای مالک از میان آنان [مردم] کسی را به خودت نزدیک کن که حرف حقی را که تلخ است به تو بهترو بیشتربزند. درگفتار و کردارت که خدا برای دوستانش نمی پسندد کمترتو را ستایش کند هرچند این کار تو را ناراحت نماید و دلتنگ شوی (نامه/ 53).

گفتاروکردارامام علی(ع) با مخالفان و معاندان نیزدارای آموزه هایی شگفت است. علی(ع) درمقابل تندروی ها ومخالفت های خوارج از جاده انصاف، عدالت و آزادی خارج نشد و برآزادی ها و حقوق این گروه که ازمخالفان وعنودان سرسخت بودند، پای فشرد وبه آنان گفت: بدانید که شما نزد ما سه حق دارید و تا هنگامی که همراه ما هستید آنها را از شما بازنمی گیریم؛ شما را ازمساجد خدا که نام اورا درآنها بر زبان می آورید منع نمی کنیم، شما را ازدرآمد عمومی وغنایم تا زمانی که دستتان درجنگ همراه ماست محروم نمی سازیم وتا جنگ با ما آغاز نکرده اید با شما نمی جنگیم.

درخصوص رفتار با دشمنان و رعایت عهد و پیمان با آنان نیزبه مالک اشتر می نویسد: اگر میان تو و دشمنت پیمانی بسته شد و یا امانی به او دادی باید به پیمان وعهد خود وفاداربمانی وامانت را درامانی که داده ای رعایت کنی. هر پیمان وعهدی که داده ای حفظ آن به عهده توست و برای حفظ آن باید سینه سپر کنی. زیرا در میان واجب های خدا، با همه اختلافی که درفکر و عقیده میان مردم هست، واجبی که مورد بزرگداشت بیش از وفای به عهد باشد درمیان اعمال واجب نیست. مشرکان با اینکه ازنظرمعنوی غیرازمسلمانانند، برای پیمان احترام قائلند، زیرا ازتجربه های تلخ پیمان شکنی و عواقب آن اندرزآموخته اند.

بنابراین دروفای به عهد دغلکاری مکن وپیمان خویش را مشکن و به دشمن خود نیرنگ مزن، زیرا فقط نادان تیره دل نسبت به خدا گستاخ می گردد و درحقیقت خدا عهد و امان خود را در پناهگاه رحمت خویش در میان مخلوق خود قرارداده است تا ازاین دژ به عظمت خدا دست یابند و درسایه عظمت وی آسوده خاطر گردند. بنابرین نه دغلکاری ، نه نیرنگ ونه خیانت باید دیده شود. هرگاه به سختی افتادی مبادا پیمان را بدون دلیل شرعی برهم بزنی، زیرا با مشکلات پیمان ساختن به امید آن که مشکلاتش بر طرف گردد و پایان شایسته ای داشته باشد، بهترازخیانتی است که ازعوارض آن وحشت داشته باشی و بهترازاین است که براثرخیانت به پیمان تحت تعقیب خدا قراربگیری کـه نه در دنیا و نه درآخرت اززیر بارمسئولیت آن نتوانی بیرون بیایی ( همانجا)

چگونگی برخورد با دشمن:

اوج زیبایی برخورد با دشمن را در موضوع وصیت امام علی(ع) درخصوص ابن ملجم مرادی، قاتل علی(ع) دیده می شود. وی به فرزندانش امام حسن و حسین چنین سفارش می کند: من دیروز در میان شما بودم و امروز مایه پند شما و فردا از میان شما خواهم رفت. اگرماندم خودم با ابن ملجم حسابم را می رسم و اگرنابود شدم، نابودی وعده گاه من است. اگرعفو کردم، بخشش وسیله ایست برای تقرب من به خدا و ثوابی است برای شما، بنابراین ازاوصرفنظر کنید که خدا می گوید: آیا دوست ندارید خدا گناهان شما را ببخشد (نهج البلاغه، نامه 23). مواظب باشید درخونریزی فرو نروید، نگویید امیر- المومنین کشته شد، امـیرالمومنین به قتل رسید. توجـه داشته باشید کـه دربرابرکشته شدن مـن، فقط یک ضربت دربرابرضربت وی به اوبزنید، اورا "مثله" ننمایید، زیرا من ازرسول خدا(ص) شنیدم می فرمود: ازمثله کردن هرچند نسبت به سگ هار پرهیزنمایید (نامه شماره 47.ص،751). بعد از من خوارج را به قتل نرسانید، زیرا کسی که به دنبال حق باشد و آن را نیابد مانند کسی نیست که دنبال باطل برود و آن را بدست آورد (خطبه/ 60) 

رویکرد امیرالمومنین در لحظات سخت حکمرانی:

اسلام دین تعقل و اندیشه است و از انسان خواسته می شود برای انتخاب بهترین ها اندیشه کند. موعظه، نصیحت و جدال احسن و حتی دعوت مخالفان به گفتگو توصیه می شود. بنابراین یکی از وظایف اصلی رهبران الهی هدایت است. بر همین مبنا است که حضرت به دشمنان مهلت اندیشیدن داده و در آغاز جنگ شتاب نورزیده(خطبه 43) و آن را به تاخیر می اندازد(خطبه55) و قبل از جنگ نیز با طرف مقابل اتمام حجت می کند(خطبه/137) و از لغزشها در می گذرد(خطبه159) و پیمانشکنان را مورد لطف خود قرار می دهد(خطبه/ 4) و بعد از جنگ فرمان عفو عمویم صادر می کند و فرمان عدم تعقیب فراریان را صادر می کند...( نامه/ 29).

رفتار و منش علی در جنگ ها نیز بر معیار عدالت است. آنجایی که عدالت به او اجازه دهد تساهل و مدارا به خرج خواهد داد و جایی که عدالت اجازه ندهد دست علی برای مدارا بسته خواهد بود. از همین روست که در جنگها فرمان مىدهددرختان را قطع نکنید، بیگناهان را نکشید. آب آشامیدنى را مسموم و مسدود نکنید، فراریان را تعقیب نکنید، با اسیران به نرمى رفتار کنید، اموال مسلمانان را به غنیمت برندارید و...»( عسکرى، 1375: 2/147) حضرت در وصیت خود به فرزندش امام حسن مجتبی، نکته های ارزشمندی از تساهل و مدارا را آموزش می دهند؛ «هنگامى که بر دشمنت غلبه کردى، شکر قدرت را عفو او قرار ده»( خطبه/ 86 ، حکمت/ 11).

«هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن که آسایش رزمندگان و آرامش فکری و امنیت کشور در صلح تأمین میگردد... اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفادار باش و بر آنچه بر عهده گرفتی امانتدار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان؛ زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست که همه مردم جهان با همه اختلافاتی که دارند در آن اتفاق نظر دارند...

پس هرگز پیمان شکن مباش و در عهد خود خیانت مکن و دشمن را فریب مده... پس از محکم کاری در قرارداد نامه دست از بهانهجویی بردار. مبادا مشکلات پیمانی که بر عهدهات قرار گرفته و خدا آن را بر گردنت نهاده تو را به پیمان شکنی وا دارد...»( نامه/ 53).  از سوی دیگر خطاب به یارانش که عازم جنگ صفین بودند، فرمودند؛ «اى فرزندان مهاجران، به سوى سرکردگان کفر و بازماندگان جنگ احزاب و دوستان شیطان حمله ور شوید.»( ابن ابى الحدید، 2/194) یا  وقتى چشمان مبارکش در میدان صفین به پرچم هاى سپاه معاویه افتاد، فرمود: «قسم به کسى که دانه را شکافت و انسان را آفرید، آن ها اسلام نیاورده بودند، بلکه به ظاهر تسلیم شدند و کفر خویش را پنهان نمودند.».

نظرات:

loader
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهارمحال بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک