گفت و گو
پیوندهای تصویری
1395/10/13 تعداد بازدید: 61
print
سید الکریم

ویژه نامه بزرگداشت حضرت عبدالعظیم حسنی

كنكاشى درباره حضرت عبدالعظيم حسنی(علیه السلام) و درك محضر امام رضا(علیه السلام)

 

نويسنده: سيد صادق حسينى
در ميان راويان اخبار و ناقلان آثار اهل بيت گرامى رسول اكرم(ص)، شمار محدّثانى كه چندين تن از امامان معصوم(ع) را درك كرده‌اند، اندك نيست. اين امر علاوه بر اهميتى كه براى شخص محدّث داشته، براى ما نيز -كه پس از قرنها به بررسى احاديث آنها نظر مى‌افكنيم بسيار حايز اهميت است.
در اين ميان، نام محدث عالى‌قدر شيعه و ملجأ ومأواى محبّان و دوستداران اهل بيت، حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) درخشش ويژه‌اى دارد.
آنچه مسلّم است وى محضر امام جواد و امام هادى(ع) را درك كرده و از آنها روايات زيادى نقل نموده است. اما درباره درك زمان حضرت رضا وامام حسن عسكرى اختلافاتى وجود دارد. البته مراد، درك زمان امامت امام است، نه درك زمان حيات فقط.
درباره درك محضر مبارك حضرت عسكرى(ع) گرچه بعضى تصريح فرموده‌اند(1) كه وى از اصحاب آن حضرت نيز بوده است، ولى شواهدى بيانگر عدم صحت آن است. بهترين شاهد بر اين مطلب، توصيه حضرت هادى(ع) به زيارت آن بزرگوار در رى است، كه خود حاكى از وفات آن جناب در عصر امامت حضرت هادى(ع) است.
بنابراين، بحث اصلى در اين نوشتار درباره درك زمان حضرت رضا(ع) است، كه معركه آرا و اختلاف ميان محدثان و بعضى از علماى رجال شده و عده‌اى از معاصران نيز در آن اختلاف نموده‌اند، به‌گونه‌اى كه بعضى جزم به درك حضور و عده‌اى به عدم آن دارند.

ثمرات بحث

علاوه بر ثمرات علمى كه بر درك حضور پرفيض امام رضا(ع) به وسيله حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) مترتب است، سه ثمره مهم ديگر نيز به نظر مى‌رسد:
اولاً. اگر ايشان، حضرت رضا(ع) را درك نكرده باشند، بنابراين روايت يا روايات منقول وى از حضرت ثامن مرسل خواهد بود و از درجه اعتبار رجالى ساقط است. البته اين به معناى صادر نشدن روايت از امام معصوم(ع) نيست و طبعاً سياق روايت، روايات مشابه و ديگر مطالب و مرجّحات ومضعّفات رجالى نيز بايد مقارنِ با روايت بررسى شوند؛ ولى آنچه مسلم است آن روايت، ديگر به طور مستقل نمى‌تواند دليليت داشته باشد و بدان استناد شود.
ثانياً. با توجه به زواياى مجهولى كه درباره ورود حضرت عبدالعظيم(ع)، تاريخ ورود و مكانى كه از آن حركت كرده است، مشخص شدن اينكه عبدالعظيم(ع) از راويان حضرت رضا(ع) بوده و بررسى احتمالات مبنى بر اينكه اين ملاقات (يا ملاقاتها) در ايران انجام شده يا مدينه يا جاى ديگر براى روشن شدن بعضى از نكات مجهول تاريخى مفيد خواهد بود.
ثالثاً. در بررسى تاريخ تولد عبدالعظيم -كه در هاله‌اى از ابهام قرار دارد نيز بسيار مؤثر است.
ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه از جهت تاريخى، بعيد نيست كه عبدالعظيم(ع) از اصحاب امام رضا(ع) باشد، چون به عقيده برخى تولد حضرت عبدالعظيم در سال 173 هجرى و وفاتش در سال 250 تا 252 است، بنابراين، ايشان در 77 يا 79 سالگى دنيا را وداع گفته است؛ با توجه به شهادت امام كاظم(ع) در سال 183، دوران كودكى عبدالعظيم، مقارن با دهه آخر عمر حضرت كاظم(ع) بوده، و دوره امامت امام رضا(ع) -كه شهادتش در سال 202 يا 203 بوده - را درك كرده و احتمالاً از آن حضرت روايت كرده، و سپس حضور حضرت امام جواد و امام هادى(ع) رسيده و از آنها حديث نقل كرده و در دو يا چهار سال قبل از شهادت حضرت هادى(ع) ( در سال 254 ) از دنيا رفته، و حضرت هادى(ع) نيز تشويق و تحريض بر زيارت ايشان نموده‌اند.
آقاى عطاردى مى‌گويد(2):
يكى از فضلاى معاصرين در رساله‌اى كه در شرح زندگى حضرت عبدالعظيم به نگارش درآورده گويد: «عبدالعظيم حسنى در سال 202 هجرى متولد شده، ليكن مأخذ اين گفتار خود را ذكر نكرده است».
اين گفته مدرك درستى ندارد ؛ زيرا حضرت عبدالعظيم راوى هشام بن حكم است و او در سال 198 درگذشته‌(3)، و نيز عبدالعظيم محضر مبارك حضرت رضا(ع) را درك نموده، در حالى كه آن جناب در سال 203 به شهادت رسيده است.
گفتنى است كه در مقام اثبات اين درك حضور، به مشكلى برمى‌خوريم، و آن اينكه كتابهاى حديثى از روايت حضرت عبدالعظيم از امام ثامن(ع) خالى است، مگر يك روايت.

تنها روايت رضوى منقول از سوى عبدالعظيم(ع):

در بعضى از نوشته‌ها آمده است كه تنها روايتى را كه عبدالعظيم از حضرت رضا(ع) روايت كرده، حديثى است كه عبدالعظيم در باب صوم به واسطه سهل بن سعد از حضرت نقل كرده و مرحوم صدوق در من لا يحضره الفقيه آن‌را بيان داشته است‌(4):
و روى عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني عن سهل بن سعد، قال: سمعت الرضا(ع) يقول: « الصوم للرؤية والفطر للرؤية، وليس منا من صام قبل الرؤية وأفطر قبل الرؤية للرؤية ». قال: قلت له: يابن رسول اللّه، فما ترى فى صوم يوم الشك ؟ فقال: «حدّثني أبي، عن جدي، عن آبائه(ع) قال: قال أميرالمؤمنين(ع): لئن أصوم يوماً من شهر شعبان، أحب إلىّ‌ّ من أن أفطر يوماً من شهر رمضان ».
سپس صدوق روايت را غريب دانسته و مى‌گويد:
قال مصنف هذا الكتاب ؛: وهذا حديث غريب لا أعرفه إلاّ من طريق عبدالعظيم بن عبداللّه الحسني المدفون بالرى في مقابر الشجرة، وكان مرضياً -رضى اللّه عنه.
بديهى است كه اين روايت دلالت بر درك حضور حضرت رضا(ع) نمى‌كند؛ چون عبدالعظيم روايت را از سهل بن سعد نقل كرده و او حديث را از امام رضا(ع) شنيده است. چنانكه روايتى نيز عبدالعظيم از هشام بن حكم نقل كرده كه او از امام صادق(ع) شنيده است‌(5). پس آيا مى‌توان گفت: حضرت عبدالعظيم امام صادق(ع) را نيز درك كرده است ؟
تنها روايتى كه عبدالعظيم بدون واسطه از امام رضا(ع) نقل كرده، موعظه‌اى است كه مرحوم شيخ مفيد در الاختصاص نقل كرده است. روايت چنين است:
روي عن عبدالعظيم، عن ابى‌الحسن الرضا(ع) قال: يا عبدالعظيم، أبلغ عني أوليائي السلام وقل لهم أن لا يجعلوا للشيطان على أنفسهم سبيلاً، ومرهم بالصدق فى الحديث وأداء الأمانة....(6)
در اينجا به دو نكته توجه كنيم:

الف. ارسال روايت:

1 . اين روايت مرسل است و به جهت ارسالش قابل اعتماد نيست، گرچه مضمون بسيار بالايى دارد؛ امّا به تنهايى، اثبات نمى‌كند كه عبدالعظيم از اصحاب امام رضا باشد؛ چرا كه:
اولاً. ممكن است عبدالعظيم از واسطه‌اى نقل كرده كه آن واسطه در روايتْ ذكر نشده است. نيز دليِل ظاهرى در روايت نيست كه از آن بتوان فهميد عبدالعظيم بلاواسطه از امام رضا(ع) روايت كرده است؛ يعنى نمى‌توان يقين نمود كه ارسال قبل از عبدالعظيم است، گرچه ظهور در آن دارد كه ارسال قبل از اوست و روايت از عبدالعظيم تا امام(ع) متصل است.
ثانياً. محتمل است مراد از ابوالحسن، ابوالحسن ثالث باشد كه امام هادى(ع) است و با امام رضا(ع) اشتباه شده.

ب. عبدالعظيم در روايت كيست ؟

از آنجا كه شيخ مفيد وصفى براى عبدالعظيم بيان نكرده محتمل است مراد از عبدالعظيم، شخصى غير از عبدالعظيم حسنى باشد.
با توجه به اينكه روايتى ديگر به وسيله عبدالعظيم حسنى از امام رضا(ع) نقل نشده، اين احتمال عقلايى است، در صورتى كه مراد از ابوالحسن، حتماً همان امام رضا(ع) باشد، ولى از طرفى ديگر با بررسى روات شيعه به شخصى عبدالعظيم نام غير از عبدالعظيم حسنى -كه مناسبت طبقاتى داشته باشد نيز برخورد نمى‌كنيم، خصوصاً شيخ مفيد در الاختصاص، فقط در يك جاى ديگر نامى از عبدالعظيم آورده كه مراد از آن قطعاً عبدالعظيم حسنى است.
روايت ديگر الاختصاص چنين است:
أحمد بن الحسن، قال: حدثنا عبدالعظيم بن عبداللّه، قال: قال هارون الرشيد لجعفر بن يحيى البرمكي: إني أحبّ أن أسمع كلام المتكلّمين....(7)

عبدالعظيم وقصد زيارت حضرت رضا(ع)

برخى بر اين عقيده‌اند كه عبدالعظيم(ع) براى زيارت حضرت رضا(ع) به ايران آمده، ولى خدمت حضرت نرسيده است. واعظ تهرانى در ابتداى روح و ريحان دهم از كتاب جنة النعيم مى‌گويد:
و بعضى نقل كرده‌اند: به عزم زيارت مرقد منوّره مطهر حضرت رضا(ع) از سرّ من رأى بيرون آمد و به بلاد خراسان متوجه گرديد. چون به شهر رى وارد شد، زمانى به جهت زيارت قبر مطهر حضرت حمزة بن موسى بن جعفر (ع) توقف فرمود، و امر آن بزرگوار مخفى بود، و كسى آن جناب را نمى‌شناخت تا آنكه دوستان و شيعيان در خفا خدمتش رسيدند، و اطلاع از حالات حسنه‌اش پيدا كردند، و مسائل حلال و حرام خودشان را سؤال نمودند، و كمال تقرّب آن جناب را به امامين همامين(ع) يافتند و بر ارادت و خلوص ايشان افزود. پس نگذاردند آن جناب حركت نمايد.
سپس مى‌افزايد:
و اگر اين قول اخير را تصديق نماييم، بعيد نيست از آن‌كه حضرت عبدالعظيم (ع) به زيارت لقاى حضرت رضا(ع) مشرف نشده بود و خواست اداى حق امام ثامن ضامن را نموده باشد. سايرين از ائمه طاهرين، بنا بر حديث مشهور كه فرمودند: «هر امامى بر اين امت حقّى دارد، اگر كسى خواهد حق ايشان را ادا نمايد، بايد به زيارت ايشان رود».
لكن پس از آن، توجيهى درباره تنصيص حضرت رضا(ع) بر زيارت عبدالعظيم نقل كرده كه قابل قبول نيست و به زودى وجه آن را نقل خواهيم كرد. وى در ادامه گفتارش مى‌گويد:
وبيايد در اقوال علما قولى كه در كتاب رجال، داعى ديده است: حضرت رضا(ع) تنصيص فرمود به زيارت حضرت عبدالعظيم و ثوابى براى زايران بزرگوار بيان نمود. پس حسن حالت آن جناب مقتضى بوده است كه به زيارت حضرت رضا(ع) رود و آن جناب هم قبل از وفات و ملاقات حضرت عبدالعظيم زيارتش را از دوستانش بخواهد.

بررسى كلام اهل فن:

رجالى كبير علامه مامقانى در تنقيح المقال پس از اينكه از ابن بابويه در ثواب الأعمال حديث فضيلت زيارت حضرت عبدالعظيم(ع) از امام هادى(ع) را نقل كرده‌(8) مى‌گويد:
وفيه دلالة على فضل زيارته وعلى كونه في زمان الهادى(ع) ميّتاً.(9)
اين حديث دلالت مى‌كند بر اينكه حضرت عبدالعظيم در زمان امام هادى(ع) از دنيا رفته، لذا حضرتش امر به زيارت او مى‌كند، سپس علاوه بر اينكه قول مبنى بر حيات عبدالعظيم در زمان عسكرى(ع) را ردمى كند، نسبت دادن زيارت عبدالعظيم را به امام رضا(ع) بى‌معنا مى‌داند ومى‌گويد:
فعدّ الشيخ(ره) اياه من أصحاب أبى محمد الحسن العسكرى(ع) لا معنى له، كما لا معنى لما حكى عن ثانى الشهيدين، من نقله عن بعض النسابين نسبة إلى الرضا(ع) التنصيص على زيارته.
آنگاه عبارت شهيد ثانى را در تعليقه‌اش بر الخلاصه نقل كرده و مى‌گويد:
وهو اشتباه غريب ضرورة أن عبدالعظيم لم يكن متوفياً فى زمان الرضا(ع)، حتى ينص على زيارته.
عبدالعظيم در زمان امام رضا(ع) از اين دنيا نرفته بود تا حضرت بر زيارتش تصريح كند.
سپس علامه مامقانى التفات جالبى درباره منشأ اين اشتباه فرموده و مى‌گويد:
گمانم آن است كه روايت تنصيص ابوالحسن(ع) بر زيارت عبدالعظيم بوده، و مراد راوى از ابوالحسن، ابوالحسن ثالث بوده -كه امام هادى(ع) است و شهيد ثانى گمان كرده مراد از ابوالحسن، امام رضا(ع) است، و ابوالحسن را تبديل به رضا كرده است‌(10).
مرحوم آية اللّه خوئى نيز مى‌گويد(11):
إنّ جلالة مقام عبدالعظيم(ع) وايمانه و ورعه غنيّة عن التشبّث فى اثباتها بالروايات الضعاف مثل ما روى عن بعض النسابين عن الرضا(ع) قال: «من زار قبره وجبت له الجنة»، مع أن المتحصّل من كلمات أصحابنا أن عبدالعظيم لم يدرك الرضا(ع) فضلاً عن أن يكون متوفى في حياته، فما ذكره بعض النسابين وهم جزماً، فهذه المرسلات غير قابلة للتصديق؛
جلالت مقام وايمان وورع عبدالعظيم(ع) ما را از تمسك به روايات ضعيف مثل آنچه بعضى از علماى انساب روايت كرده‌اند كه حضرت رضا(ع) فرمود: كسى كه قبرش را زيارت كند بهشت بر او واجب است، بى‌نياز مى‌كند. علاوه بر اينكه ماحصلِ كلمات اصحاب ما اين است كه عبدالعظيم(ع) حضور حضرت رضا(ع) را درك ننمود تا چه رسد به اينكه در زمان حضرتش وفات يافته باشد. پس مطلب بعضى از نسابه‌ها قطعاً اشتباه بوده و اين‌گونه مرسلات قابل قبول نيستند.

توجيه مرحوم شوشترى

مرحوم شوشترى در قاموس الرجال‌(12) توجيهى ديگر فرموده و آن اينكه:
روايات منقول از حضرت رضا مربوط به زيارت قبر حضرت معصومه است و ناقل به اشتباه آن را در مورد حضرت عبدالعظيم دانسته است.
اين توجيه دو اشكال دارد:
أولاً. اگر نسبت چنين اشتباه‌هايى به ناقلان و راويان اخبار بدهيم، ديگر هيچ چيزى مورد اعتماد باقى نمى‌ماند و اساساً نسبت اشتباه دادن دليل مى‌خواهد.
ثانياً، در ارجاع ضمير به حضرت معصومه(ع) « قبرها » و در ارجاع به حضرت عبدالعظيم « قبره » به كار مى‌رود و اين دو براى عرب زبان قابل اشتباه نيست.
به هر حال، التفاتى كه علامه مامقانى نموده و آية اللّه خوئى نيز در عباراتش آن را تأييد كرده قابل قبول است.

توجيه كجورى و اخبار به غيب

مرحوم كجورى در جنة النعيم بعيد ندانسته كه حضرت رضا(ع) به زيارت حضرت عبدالعظيم(ع) تنصيص فرموده باشد و مى‌گويد:
و استبعاد و استيحاشى ندارد اخبار آن بزرگوار به امر مستقبل و تشويق اهل رى بر زيارت حضرت عبدالعظيم ؛ از آنكه امام(ع) به عقيده شيعه اثناعشريه به ما كان و ما يكون و ما هو كائن عالم است و آنچه الى يوم القيامه از كتم عدم به فضاى شهود و بروز مى‌رسد و احاديث صحيحه كتاب «اصول كافى» شهادت بر صدق مقصود و مراد البته دلالت دارد.(13)
با توجه به آنچه از علامه مامقانى نقل شد و خود كجورى نيز بدان معترف است، حضرت عبدالعظيم(ع) حضور حضرت رضا(ع) را درك نكرده است. بنابراين، اين امر بايد حالت « اخبار به غيب » داشته باشد، و ائمه معصومين(ع) بنايشان در حالات عادى، اخبار به غيب نبوده است و فقط در مواردى كه مى‌خواسته‌اند اتمام حجّت نمايند يا اعجازى نشان دهند، اخبار به مغيّبات مى‌نموده‌اند.
در اينجا وجهى ظاهر -كه حضرت به جهت آن، اين تشويق را نموده باشد وجود ندارد، خصوصاً با توجه به اينكه امامان بعدى مى‌توانسته‌اند ترغيب به زيارت حضرت عبدالعظيم را بيان كنند.
علاوه بر اينكه لسان خبر « من زار قبره وجبت له الجنة » لسان اخبار به ماضى است نه اخبار به مستقبل.
اگر اشكال شود كه در مورد حضرت معصومه(س) نيز رواياتى مشابه داريم و ممكن است در مورد حضرت عبدالعظيم نيز به همان گونه باشد، مى‌گوييم اِخبار در مورد حضرت معصومه به لفظ آينده است، يعنى در خبر «سَتُدْفَنُ» آمده كه صريح است در اينكه در آينده دفن خواهد شد...
به عنوان نتيجه بايد گفت كه هر چند در ك حضور امام رضا(ع) از سوى عبدالعظيم(ع) ناممكن نيست، امّا دليلى بر آن يافت نمى‌شود.

پی نوشت:

1. مثلاً ميرداماد (م 1040ق) در شرعة التسمية، ص 45 مى‌گويد:
عبدالعظيم المدفون بمشهد ( بمسجد ) الشجرة بالرى... وقد أدرك من الأئمة الجواد والهادى والعسكرى(ع).
البته مستند اصلى اين نظر، قول مرحوم شيخ طوسى است كه در رجال خود ( رجال الطوسى،ص 433) عبدالعظيم را از اصحاب ابى محمد حسن عسكرى(ع) دانسته است.
توضيح اينكه امامت حضرت عسكرى(ع)، پس از شهادت امام هادى(ع) جمادى الاخره 254 شروع مى‌شود و تا شهادت آن حضرت در سامرا، 8 ربيع الأول 260 ادامه مى‌يابد.
2. عبد العظيم الحسنى حياته و مسنده (زندگانى حضرت عبدالعظيم‌ع )، ص 63.
3. بلكه 199 چنان‌كه ايشان در صفحات 208 و 218 از همان كتاب بدان تصريح كرده است.
4.من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص‌128، ح 1929.
5. ر.ك: اصول الكافى، ج 1، ص‌424، كتاب الحجة، ح 63، باب فيه نكت ونتف من التنزيل في الولاية.
6. ر.ك: الاختصاص، ص 247 ( انتشارات اسلامى )؛ بحار الأنوار ، ج‌71، ص‌230، ح 27.
7. الاختصاص، ص 96.
8. كامل الزيارات، ص 537، ح 828: حدثني علي بن الحسين بن موسى بن بابويه، عن محمد بن يحيى العطار، عن بعض أهل الري، قال: دخلت على أبي الحسن العسكرى(ع) فقال: «أين كنت ؟» فقلت: زرت الحسين بن على(ع).
فقال: « أما لو زرت قبر عبدالعظيم عندكم، لكنت كمن زار الحسين(ع) ».
9. تنقيح المقال، ج 2، ص‌157.
10. همان، ج 2، ص‌157: وظنى أن الراوى روى تنصيص أبى الحسن(ع) على زيارته مريداً بأبى الحسن(ع) الثالث وهو الهادى (ع)، فاشتبه الشهيد الثانى وزعمه الرضا(ع) فأبدله به، فتدبّر جيداً.
11. معجم رجال الحديث، ج 10، ص‌54.
12. قاموس الرجال، ج 5، ص‌345 - 347.
13. جنة النعيم، ج 3، ص‌398 ( چاپ محقق).

منبع: فصلنامه علوم حدیث
نظرات:

loader
© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان چهارمحال بختیاری می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک